جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • زبان انگلیسی
    • دوره جامع MSRT+ حل نمونه سوالات
    • دوره طلایی زبان انگلیسی بزرگسالان
  • تقویت رزومه
    • مقاله نویسی با هوش مصنوعی
  • اپلای تحصیلی
  • درباره ما
 
englishunipro.com
  • صفحه اصلی
  • زبان انگلیسی
    • دوره جامع MSRT+ حل نمونه سوالات
    • دوره طلایی زبان انگلیسی بزرگسالان
  • تقویت رزومه
    • مقاله نویسی با هوش مصنوعی
  • اپلای تحصیلی
  • درباره ما
0
ورود / عضویت

بلاگ

englishunipro.comبلاگآموزش زبان انگلیسیEnglish Short Storiesسطح پیشرفتهThe Mystery of the Missing Laptop

The Mystery of the Missing Laptop

شهریور 29, 1404
ارسال شده توسط h261442_ali
آموزش زبان انگلیسی ، English Short Stories ، سطح پیشرفته
63 بازدید

برای شنیدن صدا روی نوار پخش زیر کلیک کنید

The rain lashed violently against the tall windows of the university library, drumming a frantic rhythm that seemed to mirror the chaos inside Emma’s mind. She had only stepped out for ten minutes—to grab a quick espresso from the café downstairs—yet when she returned, her laptop had vanished. The screen saver she had last seen flickering in the dim light was gone, replaced by a vacant desk that looked almost mocking in its emptiness.

That laptop wasn’t just a machine. It was her lifeline: a repository of two years’ worth of painstaking research, drafts of her thesis, confidential interview recordings, and fragments of a novel she had been quietly nurturing. Panic surged through her, but Emma’s instinct was sharper than her fear.

She scanned the room. Most students remained hunched over their books, oblivious. But a tall figure near the corner caught her eye. He wore a dark coat though it was warm indoors, and his movements were oddly deliberate. She noticed a faint metallic sticker—identical to the one on her laptop—glinting from the edge of his backpack.

Summoning her courage, Emma approached him. “Excuse me,” she said, voice steady though her hands trembled. “I think you might have something that belongs to me.”

The man froze, then smiled with unnerving calm. “Are you certain?” His voice carried an unsettling charm. Slowly, he opened the bag, revealing not only Emma’s laptop but also several others stacked like trophies.

Emma’s heart pounded, but before she could react, two security guards appeared, summoned by the silent alarm she hadn’t realized the library tables were equipped with. The man’s composure shattered as he was escorted away.

Later, as Emma cradled her laptop, she realized the irony: her loss had forced her to confront the fragility of the digital world she trusted so completely. Everything—her research, her stories, her identity—had been one careless coffee break away from disappearing forever.

From that day on, she kept meticulous backups, but more importantly, she carried a newfound awareness: sometimes the most valuable mysteries aren’t about what goes missing, but about what they reveal when found again.

ترجمه فارسی

باران با خشونت به پنجره‌های بلند کتابخانه دانشگاه شلاق می‌زد و ریتم دیوانه‌واری را می‌نواخت که به نظر می‌رسید هرج و مرج درون ذهن اِما را منعکس می‌کند. او فقط ده دقیقه بیرون رفته بود—تا یک اسپرسوی سریع از کافه طبقه پایین بگیرد—اما وقتی برگشت، لپ‌تاپش ناپدید شده بود. محافظ صفحه‌نمایشی که آخرین بار در نور کم سوسو زدنش را دیده بود، رفته بود و میزی خالی جایگزین آن شده بود که در خالی بودنش تقریباً تمسخرآمیز به نظر می‌رسید.

آن لپ‌تاپ فقط یک ماشین نبود. (راه نجات) او بود: مخزنی از تحقیقات دو ساله‌ی پر زحمت، پیش‌نویس‌های پایان‌نامه‌اش، ضبط‌های مصاحبه‌های محرمانه، و تکه‌هایی از رمانی که بی‌سروصدا در حال پرورش آن بود. وحشت در وجودش موج زد، اما غریزه اِما تیزتر از ترسش بود.

او اتاق را ورانداز کرد. بیشتر دانشجویان روی کتاب‌هایشان خم مانده بودند، بی‌خبر. اما هیکلی قدبلند در آن گوشه توجهش را جلب کرد. او با وجود گرمای داخل، کتی تیره به تن داشت و حرکاتش به طرز عجیبی سنجیده بود. او متوجه یک برچسب فلزی محو شد—مشابه همانی که روی لپ‌تاپش بود—که از لبه کوله‌پشتی‌اش برق می‌زد.

اِما شجاعتش را جمع کرد و به او نزدیک شد. گفت: «ببخشید،» صدایش محکم بود، اگرچه دستانش می‌لرزیدند. «فکر می‌کنم شما چیزی دارید که مال من است.»

مرد خشکش زد، سپس با آرامشی اعصاب‌خردکن لبخند زد. «مطمئنید؟» صدایش جذابیتی نگران‌کننده داشت. به آرامی، کیف را باز کرد و نه تنها لپ‌تاپ اِما، بلکه چندین لپ‌تاپ دیگر را که مانند غنائم روی هم چیده شده بودند، نشان داد.

قلب اِما به شدت می‌تپید، اما قبل از اینکه بتواند واکنشی نشان دهد، دو نگهبان امنیتی ظاهر شدند که توسط زنگ خطر بی‌صدایی که او متوجه نشده بود میزهای کتابخانه به آن مجهز بودند، خبردار شده بودند. آرامش مرد در هم شکست و او را به بیرون هدایت کردند.

بعداً، در حالی که اِما لپ‌تاپش را در آغوش گرفته بود، متوجه طعنه ماجرا شد: از دست دادن [لپ‌تاپ] او را مجبور کرده بود با شکنندگی دنیای دیجیتالی که کاملاً به آن اعتماد داشت، روبرو شود. همه‌چیز—تحقیقاتش، داستان‌هایش، هویتش—تنها به اندازه یک وقفه بی‌دقت برای قهوه تا ناپدید شدن برای همیشه فاصله داشت.

از آن روز به بعد، او پشتیبان‌گیری‌های دقیقی انجام می‌داد، اما مهم‌تر از آن، آگاهی تازه‌ای با خود حمل می‌کرد: گاهی اوقات با ارزش‌ترین رازها مربوط به چیزی نیست که گم می‌شود، بلکه مربوط به چیزی است که وقتی دوباره پیدا می‌شوند، آشکار می‌کنند.

واژگان (Vocabulary 📚)

جدول لغات جدید
Wordsمعنی
Vanishedناپدید شد
Mysteryراز / معما
Confidentialمحرمانه
Scanned(با نگاه) بررسی کرد
Summonedاحضار شدند / فراخوانده شدند
Security guardsماموران امنیتی
Alarmزنگ خطر / هشدار
Escorted awayبه بیرون اسکورت شد
Obliviousبی‌خبر / غافل
Deliberateعمدی / از روی قصد
Courageشجاعت / جرئت
Unnervingنگران‌کننده / دلهره‌آور
Composureخونسردی / آرامش
Awarenessآگاهی / هوشیاری

📝Task 1: True or False

Are the sentences true or false?

Task 1

1 / 5

.In the end, Emma never got her laptop back

2 / 5

.The library had silent alarms built into the tables

3 / 5

.Emma noticed a metallic sticker on the man’s backpack

4 / 5

.The missing laptop only contained lecture notes and casual emails

5 / 5

.Emma left her laptop unattended while she went to buy a coffee

امتیاز شما

میانگین امتیازها 0%

0%

📝 Task 2: Fill in the blanks

Complete the sentences with the correct words.

Task 2

1 / 5

.Emma realized her loss had forced her to confront the fragility of the ______ world

2 / 5

 ._________The man opened his bag, revealing Emma’s laptop and several others stacked like

3 / 5

.A tall figure in the corner wore a dark coat though it was ______ indoors

4 / 5

.The laptop was a repository of two years’ worth of ______ research

5 / 5

.The rain ______ violently against the tall windows of the university library

امتیاز شما

میانگین امتیازها 0%

0%

💬 Discussion Question

If you were in Emma’s place and discovered your laptop was missing, what would you do first, and why?

در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط
The Secret in the Backpack
داستان کوتاه انگلیسی سطح مبتدی
A Surprise Letter
داستان کوتاه انگلیسی سطح پیشرفته
The Unexpected Guest at Midnight
داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط
A Confusing Message
داستان کوتاه انگلیسی سطح پیشرفته
A Choice Between Two Paths
داستان کوتاه انگلیسی سطح مبتدی
The Friendly Neighbor

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

جستجو برای:
دسته‌ها
  • English Short Stories
  • آموزش زبان انگلیسی
  • رزومه تحصیلی
  • سطح پیشرفته
  • سطح مبتدی
  • سطح متوسط
نوشته‌های تازه
  • The Secret in the Backpack آذر 27, 1404
  • A Surprise Letter آذر 7, 1404
  • The Unexpected Guest at Midnight آذر 2, 1404
  • A Confusing Message آذر 1, 1404
  • A Choice Between Two Paths آبان 30, 1404

درباره ما

آماده‌ای برای یه آینده‌ی بهتر؟
انگیش یونی پرو کنارتونه تا مهارت‌های انگلیسی، مقاله‌نویسی و رزومه‌نویسی‌تون رو تقویت کنین، بهترین نسخه‌ی خودتون بشین و برای اپلای تحصیلی بدون استرس اقدام کنین.

مقالات آموزشی
  • English Short Stories (44)
  • آموزش زبان انگلیسی (44)
  • رزومه تحصیلی (2)
  • سطح پیشرفته (14)
  • سطح مبتدی (16)
  • سطح متوسط (14)
enamad
نماد اعتماد الکترونیکی
تمامی حقوق برای انگلیش یونی پرو محفوظ است.
ورود به سیستم ×

هجده + 16 =

ورود با کد یکبارمصرف
ارسال مجدد کد یکبار مصرف(00:30)
آیا حساب کاربری ندارید؟
ثبت نام

13 + نه =

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:30)
برگشت به صفحه ورود به سایت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت