جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • زبان انگلیسی
    • دوره جامع MSRT+ حل نمونه سوالات
    • دوره طلایی زبان انگلیسی بزرگسالان
  • تقویت رزومه
    • مقاله نویسی با هوش مصنوعی
  • اپلای تحصیلی
  • درباره ما
 
englishunipro.com
  • صفحه اصلی
  • زبان انگلیسی
    • دوره جامع MSRT+ حل نمونه سوالات
    • دوره طلایی زبان انگلیسی بزرگسالان
  • تقویت رزومه
    • مقاله نویسی با هوش مصنوعی
  • اپلای تحصیلی
  • درباره ما
0
ورود / عضویت

بلاگ

englishunipro.comبلاگآموزش زبان انگلیسیEnglish Short Storiesسطح مبتدیShopping for Groceries

Shopping for Groceries

مهر 4, 1404
ارسال شده توسط h261442_ali
آموزش زبان انگلیسی ، English Short Stories ، سطح مبتدی
60 بازدید

برای شنیدن صدا روی نوار پخش زیر کلیک کنید

Maria woke up late on Saturday morning. She opened her fridge and gasped. “Oh no! There is no milk, no bread, and no eggs!” Her stomach growled loudly. She laughed and said, “Okay, time to go shopping.

Maria grabbed her small shopping bag and walked to the supermarket near her house. The moment she entered, she smelled fresh bread and saw colorful fruits everywhere. Apples, bananas, oranges, and even big green watermelons. Her eyes sparkled with excitement.

She picked up bread, milk, and eggs first. Then she thought, “Hmm, maybe I should cook something special today.” She added cheese, pasta, and some fresh tomatoes to her basket. She walked past the snack aisle and smiled at the chocolate bars. Just one, she whispered and dropped it in.

At the checkout, she realized she forgot something important—rice! She quickly ran back, laughing at herself. “How can I cook without rice?

Finally, Maria carried her bag home. She cooked pasta with tomato sauce, and it smelled amazing. After dinner, she enjoyed her little chocolate bar. She smiled and said, “Grocery shopping is not boring. It’s an adventure… and it always ends with something delicious!

ترجمه فارسی

ماریا صبح شنبه دیر از خواب بیدار شد. در یخچال را باز کرد و آهی کشید. «اوه نه! نه شیری هست، نه نانی، و نه تخم‌مرغی!» شکمش با صدای بلند قاروقور کرد. او خندید و گفت: «خب، وقت خرید کردنه.»

ماریا کیسه خرید کوچکش را برداشت و به سمت سوپرمارکت نزدیک خانه‌اش رفت. لحظه‌ای که وارد شد، بوی نان تازه را حس کرد و همه‌جا میوه‌های رنگارنگ دید. سیب‌ها، موزها، پرتقال‌ها و حتی هندوانه‌های سبز بزرگ. چشمانش از هیجان برق زد.

او اول نان، شیر و تخم‌مرغ را برداشت. بعد با خودش فکر کرد: «هوم، شاید امروز باید یک چیز خاص بپزم.» پنیر، پاستا و مقداری گوجه‌فرنگی تازه به سبدش اضافه کرد. از کنار قفسه تنقلات رد شد و به شکلات‌ها لبخند زد. زمزمه کرد «فقط یکی» و آن را داخل [سبد] انداخت.

جلوی صندوق، متوجه شد که یک چیز مهم را فراموش کرده—برنج! در حالی که به خودش می‌خندید، سریع به عقب دوید. «چطور می‌توانم بدون برنج آشپزی کنم؟»

بالاخره، ماریا کیسه‌اش را به خانه برد. او پاستا با سس گوجه‌فرنگی پخت و بوی فوق‌العاده‌ای می‌داد. بعد از شام، از شکلات کوچکش لذت برد. لبخند زد و گفت: «خرید خواربار خسته‌کننده نیست. یک ماجراجویی است… و همیشه با یک چیز خوشمزه تمام می‌شود!»

واژگان (Vocabulary 📚)

جدول لغات
Wordsمعنی
fridgeیخچال
shopping bagکیسه خرید / ساک خرید
supermarketسوپرمارکت
snack aisleراهروی تنقلات
checkoutصندوق / محل پرداخت
go shoppingبه خرید رفتن
milkشیر
breadنان
eggsتخم‌مرغ
fresh breadنان تازه
fruitsمیوه‌ها
cheeseپنیر
pastaپاستا
fresh tomatoesگوجه‌فرنگی تازه
chocolate barsشکلات تخته‌ای
riceبرنج
tomato sauceسس گوجه‌فرنگی
dinnerشام

📝Task 1: True or False

Are the sentences true or false?

Task 1

1 / 5

.At home, she cooked pasta with tomato sauce

2 / 5

.She forgot to buy cheese at the supermarket

3 / 5

.Maria added pasta and tomatoes to her basket

4 / 5

.She had no milk, no bread, and no eggs in her fridge

5 / 5

.Maria woke up early on Saturday morning

امتیاز شما

میانگین امتیازها 0%

0%

📝 Task 2: Fill in the blanks

Complete the sentences with the correct words.

Task 2

1 / 5

.After dinner, Maria enjoyed her little ______ bar

2 / 5

._______At the checkout, she remembered she forgot

3 / 5

.Maria dropped a ______ bar into her basket

4 / 5

.She smelled fresh ______ when she entered the supermarket

5 / 5

.Maria opened her ______ and gasped

امتیاز شما

میانگین امتیازها 0%

0%

💬 Discussion Question

Do you think grocery shopping is boring or fun? Why?

در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط
The Secret in the Backpack
داستان کوتاه انگلیسی سطح مبتدی
A Surprise Letter
داستان کوتاه انگلیسی سطح پیشرفته
The Unexpected Guest at Midnight
داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط
A Confusing Message
داستان کوتاه انگلیسی سطح پیشرفته
A Choice Between Two Paths
داستان کوتاه انگلیسی سطح مبتدی
The Friendly Neighbor

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

جستجو برای:
دسته‌ها
  • English Short Stories
  • آموزش زبان انگلیسی
  • رزومه تحصیلی
  • سطح پیشرفته
  • سطح مبتدی
  • سطح متوسط
نوشته‌های تازه
  • The Secret in the Backpack آذر 27, 1404
  • A Surprise Letter آذر 7, 1404
  • The Unexpected Guest at Midnight آذر 2, 1404
  • A Confusing Message آذر 1, 1404
  • A Choice Between Two Paths آبان 30, 1404

درباره ما

آماده‌ای برای یه آینده‌ی بهتر؟
انگیش یونی پرو کنارتونه تا مهارت‌های انگلیسی، مقاله‌نویسی و رزومه‌نویسی‌تون رو تقویت کنین، بهترین نسخه‌ی خودتون بشین و برای اپلای تحصیلی بدون استرس اقدام کنین.

مقالات آموزشی
  • English Short Stories (44)
  • آموزش زبان انگلیسی (44)
  • رزومه تحصیلی (2)
  • سطح پیشرفته (14)
  • سطح مبتدی (16)
  • سطح متوسط (14)
enamad
نماد اعتماد الکترونیکی
تمامی حقوق برای انگلیش یونی پرو محفوظ است.
ورود به سیستم ×

دو × دو =

ورود با کد یکبارمصرف
ارسال مجدد کد یکبار مصرف(00:30)
آیا حساب کاربری ندارید؟
ثبت نام

1 × یک =

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:30)
برگشت به صفحه ورود به سایت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت